حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 271
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
در فوق گفته شد يك قسمت از كتبى كه صاحب كتاب الفهرست ( ابن النديم الورّاق ) اسم ميبرد متعلّق بادبيّات است « 1 » خطّ دورهء ساسانى خطّى كه در اين دوره معمول بوده معروف بخطّ پهلوى و خواندن و نوشتن آن بسيار مشكل است ميتوان گفت كه ايران ساسانى با اين خط سير قهقرائى كرده زيرا براى خواندن و نوشتن خطّ ميخى پارسى دانستن چهل و يك علامت يا پايه كافي است و ليكن براى خواندن خط پهلوى دانستن بيش از هزار علامت لازم است وباز به جهاتى نميتوان مطمئن بود كه حروف را مطابق صداهائيكه در زمان ساسانيان داشته ميخوانند جهت اين درجه اشكال دو چيز است اولا چون خطّ پهلوى از خطّ آرامى اقتباس شده براى صداهائيكه اختصاص به زبان پارسى ( پهلوى آن روز ) دارد علامت مخصوصى نيست و گاهى يك علامت نماينده چند صدا است ثانيا معمول زمان ساسانيان اين بود كه در تحرير لغات آرامى استعمال ميكردند ولي در موقع خواندن بجاى آن لغات پهلوى ميگذاردند مثل اينكه ملكا كه به زبان آرامى بمعني شاه است مينوشتند ولى شاه ميخواندند و نيز ( من ) مينوشتند و ( از ) ميخواندند اين نوع كتابت را بطوريكه از ابن مقفّع نقل شده ( هوزوارش ) يا ( زوارش ) ميناميدند عدّه اين نوع لغات آرامى كه در زبان پهلوى استعمال شده بالغ بر هزار است و بىاندازه خواندن تحريرات پهلوى را مشكل كرده ولى خوشبختانه كتابهائى در آسياى وسطى به زبان پهلوى پيدا شده كه عارى از هوزوارش و براى تاريخ و زبانشناسى كمك بزرگى است زوارش معمول ممالك ديگر هم
--> ( 1 ) - اسامى كتابهاي ادبى اين است : كتاب هزار افسان يا افسانه ( به عربى ترجمه شده و موسوم بالف ليل و ليله است ) - كليله و دمنه - هزاردستان - سندباد ( ترجمه از هندي به پهلوي ) - قصه بهرام چوبين - افسانه گشت و گذار - خرس و روباه - مشگ زنانه و شاه زنان - رستم و اسفنديار - شهربراز و اپرويز - بيناندخت - بهرامدخت - كتاب كاروند - انوشيروان - بهرام و نرسى - دارا و بت زرّين - كتاب الفال